یعنی حکومت های هخامنشی واشکانی وساسانی به مثابه کورهای بوده که سالم بیرون آمدن از آن به مثابه کورهای بوده که هر زبانی از این کوره سالم به در نمی برد بر منحل شدن زبان عیلامی چندین دلیل خواهم آورد وآن را با آذر بایجان مقایسه خواهم کرد ا-هر قومی که از لحاظ
سیاسی شکست بخورد و از قدرت سیاسی کنار رود وبا تسلط قوم غالب زبان قوم شکست خورده به قهقهرا میرود مثل عیلام مثل عربی وقتی که اعراب وارد می شوند تسلط حکومتی آنها در طول چند قرن آنقدر نفوذ داشته تا جایی که زبان فارسی بهلوی سهل است زبان فارسی دری را کهنه کرد طوری یونسکو زبان فارسی را 32لهجه عربی خواند با آنکه زبان فارسی دری از زمان سامانیان از بدخشان کنونی وارد ایران می شود وبه عنوان زبان ادبی مورد تکلم قرار می گیرد ولی باز نمی تواند در مقابل زبان عربی مقابله کند زبان فارسی بخلوی خیلی وقت ها قبل از بین رفته است این شعر ازمیان اشعار حافظ به دست آمده است که به زبان محلی سروده است به بی ماجان غرامت بسبریمن عزت یک وی روشتی از امادی زبان عربی نه در فارسی بلکه در همه زبانهای مسلمانان نفوذ می کند اگر این نفوظ عربی در 3000سال قبل در ایران اتفاق می افتادوبه مدت 1200سال یعنی اندازه سه حکومت هخامنشی واشکانی وساسانی بود بایستی تمام ایرانیان را عرب می گفتیم اگر ایرانیان زبان مشترکی در دوره اسلامی داشتند این به علت آریلیی بودن آنها نیست وگرنه امروزه بایستی عیلامی ها ارا آریایی بنامیم در حالی که زبان آنها هیچ وقت فارسی نبوده واین بخاطر تسلط سیاسی قوم غالب بوده که بعدها زبان های قوم مقهور را به هم نزدیک کرده است وحتی درطولانی مدت از بین برده است زبان عیلامی به این خاطر از بین رفت که اولا به خاطر اقوام مهاجر محاصره شده بود آرییایی ها واعراب دوم اینکه این قوم قدرت سیاسی خود را از دست داده بود وریر یوغ یک قدرت مسلط در آمده بود وثانیا" هیچ وقت این قوم تجدد نژادی نداشته است وازهم نژادهای بیرون خود دچار قطع ارتباط شده بود چرا که اقوام آریای مهاجر ما بین آذربایجان وعیلام ساکن بودند وکوچ اقوام التصاقی زبان در آذربایجان متوقف می شد
مهمترین عاملی که باعث شد زبان آذربایجانی از گزند حوادث به دور بماند تجدید نژادی آذربایجان در هر برهه ای از تاریخ که این ورودی های جدید با ساکن شدن در آذربایجان زبان آن را در مقابل زبان بهلوی مستحکم کردند اگر آذربایجان این قطع ارتباط با ترکان ماورائ قفقاز را داشت قطعا"همان بلایی بر سر این زبان می آمد که بر سر زبان عیلامی آمده بود اقوام ترکبالای سیبری یک قوم یکجانشین نبودند که در یکجا زندگی کنند هروقت این قوم تحت فشار قرار می گرفت از سرزمین خود به طرف غرب رحل مهاجرت میکرد هر جا برای او چراگاه بود که بتواند در آنجا زندگی کند در همانجا ساکن می شد این مناطق چه جایی بهتر از آذربایجان این قوم اگر قبل از قرن ششم میلادی با نامهای لولوبی وگوتی وماننا اوراتوری عیلامی وسومری غیره وارد می شد از زمان قرن ششم به بعد با نام ترک وارد می شود چرا که در قرن 6م اسم ترک از یک قبیله کوچک در آسیای مرکزی به کل اقوام التصاقی زبان آسیای مرکزی را در بر گرفت این اسم یک دفعه نمی تواند همه جا را در بگیرد دراین دوره ترک به کسی گفته می شد گله دارباشد که همین باعث زندگی کوچ نشینی آنها وطبیعت به آنها یاد داده که جنگجو باشند وآن هم در آسیای مرکزی زندگی کنند در صورتی مردم آذربایجان نه به صورت کوچ رو بلکه به دنبال زندگی عادی خودکه از هزاران سال قبل از میلا د یکجانشین شده اند هستند وبا ورود ترکان سلجوقی برای اولین بار اسم ترکی وارد آذربایجان می شود وبا اشتراک زبانی که اقوام بومی داشتند فورا" در کلمه ترکی در آذربایجان همه گیر می شود این ملت با تمدن غنی که دارد نه ترک هم نژادان خود را سیراب می کند بلکه قبلااقوام آریایی را سیراب کرده بود این قوم زیر زور نمی رود اگر اعراب دنبال نژاد برستی باشند این ملت بابک ها را تقدیم ملت خود می کند اگر کسی بر این ملت ظلم کند آنها کور اوغلی ها را تقدیم می کنند اگربی قانونی بیایید ستارها مقابل آن قد علم می کنند ... این ملت با دوست خود دوست وبا دشمنانشان دشمن واین را در تاریخ ثابت کرده اند اگر این ملت مورد احترام شاه اسماعیل وشاه عباس قرار گیرد اورا تا در جه اعلی بالا می برند وآنها را قاطی افسانه های خود می کنند که انها را سینه به سینه نقل می کنند حتی تا به امروز
|
+| نوشته شده توسط
تورک اوغلو در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385
|