تبليغاتX
تاریخ ترک های ایران - کانونهای مهاجرت به ایران
تاریخ ترک های ایران
 کانونهای مهاجرت به ایران

کانون های مهاجرت به ایران وسکونت انها

مادر طول تاریخ مهاجرت های زیادی را داشتیم که از بین اینها سه مهاجرت بزگ بود که به ترتیب زمانی مهاجرت اقوام التصاقی زبان همان ترکان باشند که مقر اصلی انها اسیای مرکزی باشد

دوم مهاجرت اعراب هر از چند گاهی به صورت انفجار وارد میشدند سوم مهاجرت اریاییهابود که از جنوب سیبری در هزاره قبل میلاد وارد ایران شدند

علت این مهاجرت ه یا به علت سرمای زیاد یا به علت فقر کهافزایش جمعیت را به همراه داشت که نیاز به غذا بوجود می آمدیا به علت فشار اقوام مرکزی بود که مهاجرت را آغاز می کردند

در مهاجرت این اقوام شرایط مبداء بر مقصد اثر می گذاشت مثلا چون ترک در یک جای سردی مانند آسیای مرکزی  زندگی می کرد مقصد خود را همان د جای سرد انتخاب می کرداعراب به جاهای گرم مهاجرت می کرد

 

 

کانون اقوام ترک ومسیر مهاجرت آنها در طول تاریخ :

اولین مهاجرت آنها در 5000سال قبل رخ داده است که با تشکیل حکومت های مانند سومری ها –عیلامیها- گوتی ها-ماننا- لولوبی ها- هوریها- اوراتورها –

دکتر زهتابی معتقد است که قبل از مهاجرت آریایی ها سرزمین ایران متشکل از دو گونه اقوام بوده است یکی التصاقی زبانهمان ترکی  ودیگری عرب زبان بوده است

جهت مسیراقوام ترک به دو مسیر بوده است یا به طرف غرب بوده یا جنوب     در جنوب وارد چین وهند وافغانستان کنونی میشدند که در اینجا نژادچینی وتبتی را بوجود آورده اند ودر حرکت خود به سوی غرب خزها- قبچاق ها -هون ها- سابیر ها- اورها- باشقیردهاوغیره … - را بوجود آورده اند که بسیاری از این اقوام مهاجر ساکن آذربایجان بودند که بعد ها توضیحاتی در باره ان خواهیم دادوشمال به علت هوای سرد شرقان به علت اقیانوس کبیر سدرا ه آنان بود مهاجرت به این مناطق اتفاق نمی افتاد

ویل دورانت :اومیگویدنمیتوان گفتکه سومریان از کدام راه به سرزمین سومر آمدهاند شایداز آسیای

میانه یاقفقاز یاارمنینه برخاسته واز شمال به جنوب بین النهرین امده اند ی ااصلی بگوییم سومریان اصلی مغولی داشته اند چهدر زبان ایشان بسیار لغات است کهبه کلمات مغولی شباهت دارد ((تاریخ تمدن .ج1ص144

((غیرازترک زبانهای بومی طوایف ترک زبان کوچنشین نیز در ادوار بعدی از هر چند گاهی گذرشان به این منطقه افتاده وبا ساکنان این جا واز ان جمله با هم زبانان خود در  آمیخته یعنی به طور کلی ما در اذربایجان دو نوع ترک زبان سرو کار داریم بومیان ومهاجران ودر این میان معمولا سخن ازترک زبانان نوع دوم رفته وبومیان توجهی نشده است

درمنابع  تاریخی معمولا به اقوامی که دارای موقعیت سیاسی برتر وحادثه ساز توجه دارند وقبیل بومی جا افتاد را که به زندگی روز مره خود ادامه می دهند نادیده می گیرند- سیری در تاریخ اذربایخان نوشته سعید نفیسی )) اقوام تر ک یک قوم یکجانشینی نبوده که مابگوییم زمانی بوده اند یا نبود اند یکجانشینی اقوام ترک دراذربایجان سالها قبل از تشکیل حکومت ماد اتفاق افتاده بودهر وقت ما حکومت های ترک زبان می گوییم حکومت های بعد از اسلام یاد مان می افتد چرا که نام تر ک بعد از اسلام بااقوام التصاقی زبان وارد دنیای اسلام می شود یعنی قبل از قرن ششم میلادیترک به یک طایفه کوچکی در آسای مرکزی اطلاق میشده است از این تاریخ به بعد است که اسم ترکی از یک قبیله کوچک  در همه التصاقی زبانهای آسیای مرکزی فراگیر می شود  واین بار جدید الورودها را بایستی ترک بنامیم نه لولوبی- گوتی-ماننا- یا سابیر - یا آوار- یاخزر –یا قبچاق وغیره...ودر دوره سلجوقیان ومغولان مهاجرتعظیم آنها دوباره شروع می شود این بار نه از طریق قفقاز بلکه از راه شرق ان بار نه بدون اجازه بلکه با اجازه خلیفه عباسی بلکه به علت قانون اسلامی هرکسی که مسلمان شود می تواند وارد جامعه اسلامی شود اگر در زمان هخامنشیان سلوکیان اشکانیان ساسانیان به علت وجود قدرت مرکزی ازشرق نمی توانستند وارد ازقفقازوارد می شدند این بار دیگر قدرت مرکزی  وجود نداردتا مانع شود چرا که قدرت مرکزی دست طغرل ودست خودشان استودیگر نیاز به قفقاز نیست

ما از زمان باستان قبل از اریایی ها  در در قسمت علیای قفقاز تر کهای کوچ رو را می بینیم ولی در

جنوب ترک یکجانشین می بینیم وهم چادرنشین اما عمومااین چادر نشین ها هستند که با قدرت نظامی

که دارند در تاریخ اسم دارند در طول تا ریخ هر قومی که از قدرت سیاسی به مدت طولانی عقب نشسته یاتوسط اقوام دیگر محسور شده زبان این قوم از بین رفته است مثلا عیلامیها یا سومری ها با توجه به این که محسور شده آریای ها واعراب هستندزبانشان از بین رفته عیلامی تا زمان قرن 7میلادی قدرت سیاسی دارد وزبانی برای خود ولی بعد از ساسانیان حدودا1200سال بعد عملا زبان آنها تبدیل به زبان فارسی شده است قومی که یک زمانی بزرگترین قدرتها بود ودر مقابل آشور چندین سال دوام آورد ودر زمان هخامنشیان برای آزادی خود از یوغ هخامنشیان چندین بار قیام کرد چرا که این قوم هیچ وقت تجدید نژادی نداشته است وهیچ وقت عشایری که از نژاد خود داشته باشد نه داشته است که در مقابل زبان آریایی دوام بیاورد ولی آذربایجان باتوجه به این که در یک منطقه کوهستانی

که استعداد عشایری رااز زمان باستان داشته وجود تجدید نزادی از زمان باستان دچار بخت عیلام نشد هم نژاد بومی ترک وهم  مهاجراقوام ترک از راه قفقاز وهم وجود عشایر ترک از زمان باستان زبان بومی با همان لهجه ترکی امروزی خود را حفظ کرد    

 

|+| نوشته شده توسط تورک اوغلو در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385  |
 
 
بالا