تبليغاتX
تاریخ ترک های ایران
تاریخ ترک های ایران
 ستارخان
Sattar_Khaan_with_horse3.jpg (139814 bytes)
|+| نوشته شده توسط تورک اوغلو در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385  |
 شورش ترکان اذربایجان
جنگ عمربن حاتم ربیعی با ترکان اذربایجان
محمد ((در ذکر خلافت عمر بن عبد العزیز از سال 99-101 ه ق ادامه داشت از قیام 20000ترک در اذربایجان
خبر میدهد
در عهد او خبر امده است که 20000سوار به اذربایجان برون امده است وروی به خرابی بلاد نهاده است عمربن
 عبدالعزیز عمرو حاتم ربیعی را فرمود که 4000مرد بر وبا ان ترکان حرب کن عمرو گفت یا امیرالمومنین
 4000با 20000نفر چگونه حرب کند عمر بن عبد العزیز گفت :یا عمرو قصاب از بسیاری گوسفند نمی هراسد
وچون بادشاه عادل باشد لشکر او هر جاکه رود مظفر ومنصور اید عمرو برفت وبا تر کان حرب کرد وانها را
 منهزم کرد وبسیاریاز ان جماعت اسیر شدند
این جنگی است که بر علیه امویان بوجودامده بود وحدود200سال بعد از جنگ حارث بن رایش  واین جنگ
حکایت از قیام دارد کهاز بین ان 20000نفر شمشیر بدست است


برگرفته از سیری در تاریخ اذربایجان  نوشته رئیس نیا جلد دوم

|+| نوشته شده توسط تورک اوغلو در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385  |
 رایش در اذربایجان
 رایش دراذربایجان
جنگ حارث بن رایش در اذربایجان

یکی از اسناد مهمی کهاز حضور اقوام وطوایف ترک زبان دراذربایجان قبل از اسلام حکایت دارد اخبار عبیده بن شریة است

عبیده بن شریة جرهمی دردوره جاهلیت دریمن به دنیا امد یکی از معمرین وجهان دیدگان دوره خلافت معاویه بوده استمعاویه اورا به دمشق دعوت کردواز اخبار عرب وملوک ان قوم اگاه شدو وی به پرسش های معاویه پسخ میداد  وبه دستور معاویه اخبار او تدوین گردید گفته شده است که عبیده در گذشته در سال ۶۷ه ق نخستین کس از عرباست که کتاب  تصنیف کرده است اخبار عبیده بعدها به دست ابن هشام معروفدرگذشته درسال ۲۱۳یا۲۱۸ه ق افتاد این اثر ابن هشام در سال ۱۹۲۸مبه تصحیح زین العابدین موسوی در حیدراباد دکن به چاپ رسید

((درجریان گفتگوی عبیده با معاویه دو بار از اذربایجان سخن به میان امده است ))

بار اول از حارث ابن رایش پدر ابرهه معروف که به روایتی در سال تولد حضرت محمد (ص) با فیل بر مکه حمله کرد از اذربایجان سخن رفته است  به روایت عبیده رایش با صد هزار قشون از یمن به راه افتاد واز طریق جز یرةالعرب عراق (بین النهرین )به کوهستان موصل فرود امد و درانجا شمربن القطاف را همراه با صد هزار سپاه روانه اذربایجان کرد  شمر وارد اذربایجان شد جنگجویان انها را کشت وکودکان را به اسیری گرفت پس باز امد وروی دو پاره سنگ موضوع امدنش را نوشت ان دو سنگ هم امروز بردیوار اذربایجان باقی است

معاویه گفت :خداوند تو را خیر دهاد از حال اذربایجان بگو

عبیده گفت :اذربایجان از سرزمین ترک است وترکان در ان گرد امده اند

این خبر را هم طبری وهم بلعمی وحمزه اصفهانی وابن اثیر و...هم با تغییرات اندک نقل وهم به جنگ رایش دراذربایجان اشاره کرده اند

ازمیان انها تنها به نقل خبر مذبوراز تاریخ بلعمی بسنده میشود

((و به یمن اندر ملکی بود او را رایش خواندندی از فرزندان یعرب ابن قحطان نامش خارث ابن ابی شداد بود و او رارایش خواندندی که بسیار غنیمت ها بیاورد وجنگ ها بکرد دشمنان را بشکستوملکی بود بزرگوار واز ملوک یمن کس نبود از او بزرگتر و حکومت او تا زمین هندوستان  برسید وبا ایشان جنگ وکشتن کرد وبزرگان از سرزمین هندوستان بیاورد اوباز از یمن به کوه طوی بیرون امد وبه عراق آمد و به ناخیت انبار وموصل امد و به اذربایجان شد واین زمینها هم به دست تر کان اند بود هم ایشان بستد وایشان را مقهور کرد زمیناز ایشان باک کرد وبه زمین اذربایجان اندر دو سنگ است بزرگ ومعروف نام خویش امدن و رفتن مقدار قشون خویش وظفرها که کردی بود بدان سنگ نوشت وبکند تا به امروز مردمان ان همی خوانند وبزرگی او همی دانند واین ملک با این همه با دشاهی .بزرگی وفرمان بردار ملک منوچهر (کیانی) بود وبعد فرزندش به ملک اندر نشست ونام او ابرهه بود از انجایی که ابرهه در حدود سالهای 34-532به بادشاهی یمن رسیده می توان حدس زد که حمله حارث بن رایش
به اذربایجان در حدبن تبع الاقرن بن شمربن عش که او را تبع الاکبر یا رائد خوانند واز امرای یمن بود
از اذربایجان سخن گفته است
معاویه گفت یا عبیده سخنت را دنبال کن
گفت :تبع ارائد ...جنگرابه تاخیر انداخت بس ترکان وخزران بیمان شکنی کردند وچون این خبر به گوش وی رسید
به سوی انها کس فرستاد وانها سرکشی کر دندودیگر بیشکش و تحفهای نفرستادند وفرستادگان وبیام گذاران اورا کشتند
واز راه کوهستان طی از همان سمت که رایش به سوی انها رفته بود راه افتاد تااز انبار سردر اورد  بسبه بای خود
 سوی انها رفت در حدود اذربایجان وموصل که انها گرد امده بودند برخورد انان هنگامی که درفشهای اورا دیدنددل
 بز جنگ نهادند جنگ تا چند روز ادامه داشت وسرانجام رائد تر کان را شکست داد ولشکریان را کشت وکودکان را
 اسیر گرفت ووانگاه به ویران کردن شهرهای انان برداخت وبعد از نابود کر دن وخوار ساختن آنها به کشور خود
 باز گشت
معا ویه گفت: ترک واذربایجان کدام است
عبیده گفت : یا امیرالمومنین این دو سرزمین انان است
معاویه گفت: ای عبیده از کجا این را دانستی حال انکه انها در انجا جنگ می کر دند
عبیده گفت این موضوع برای من حایز اهمیت بود لذا از یکی از عجمان که به سوی ما امده بود از این حال سوال
 کردم وهمچنین در ان حدود به غزو رفتم وجنگ کردم

 

این دلالت دارد بر حضور تر کدر اذربایجان قبل از اسلام کهاز یک جهان دیده نقل شده است
واین بدان علت بود که به جهت جنگهای خاتمه نا بذیر حکومت ساسانی وروم ودر نتیجه ضعف این دو حکومت
 وتصرف قفقاز برای اعراب که هم بیمانان رومی ها بودند امکان بذیر شد
و عبیده از اقوام اذربایجان به نام ترک نام می برد  و وجود ترک در اذربایجان را برای معاویه می گوید وبرای
 تصدیق گفته های خود دو سنگ را دراذربایجان معرفی می کند در زمان معاویه این سنگ وجود داشته وجالبتر
 از ان اینکه رایش بعد از شکست دادن اذربایجان را به ویرانی تبدیل میکند چون سرزمین مال ترکان بود در
 غیر اینصورت نمی توانست ان را ویران کند چون رایشدر اینجا از مردم اذربایجان تاوان می گیرد


 رایش می دانست که با جنگ بزرگی در مواجه می شود به همین تر تیب با قشون 100000نفری به راه می افتد 
اگر 100000نفر از واقعیت به دور باشد وجود چند روز جنگ باریستی جنگ سهمناکی بوده باشدوشاید قشون
 تر کان کمتر از حدود 70000 نفر کمتر نباید باشد این غیر از زن ودختران و کهن سالان بچه ها است یا شاید
 از هر هفت نفر یک نفر به جنگ امده با شدبایستی جمعیت اذربایجان را کمتر از 500000نفر نباشد


این جنگ در منابع زیادی با اندک تغییری امده است از جمله طبری وحمزه اصفهانی وابن اثیر در باره این جنگ
وحتی نوشته ابن هشام امده است

|+| نوشته شده توسط تورک اوغلو در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385  |
 
کشورهای ترک
مغولستان- ازبکستان-قرقیزستان-ترکمنستان-قزاقستان - اذربایجان -ترکیه -شرق روسیه -جنوب روسیه- شمال چین -اذربایجان ایران- قبرس-قره باغ ارمنستان-(کشورهاو مناطق ترک نشین)

حکومتهای ترک نژاد  - قبل از اسلام( سومریها (اولین تمدن جها نی)عیلامیها-اوراتورها-هیتی ها-دراذربایجان(گوتیها-لولوبی ها-مانناها-)مادها- اسیای مرکزی(کوشانها-هپتال ها...)اشکانیان...

بعد از اسلام(غزنویان سلجوقیان-خوارزمشاهیان -مغولان-تیموریان -اق قویونلوها- قره قویونلوها-صفویان-افشاریه قاجاریه)

|+| نوشته شده توسط تورک اوغلو در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385  |
 لغات ترکی
اسم های ترکی درفارسی باستان     اوتانا =به معنی خجالت کشیدن =اوتان امروزی که ترکها می گویندا           اتوسا =امروزه دربین ترکان ایرانی چنین اسمی نیست ولی اگر باشد معنی ان برای انها بیگانه نیست ولی این اسم اتوسا در میان ترکان یونانی  همین امروزه هم رواج دارداتوسا در ترکی به معنی کسی که از اتش افریده شده باشد  اوت=اتش     سان =مانند یا شبیه    اتوسا =کسی که مانند اتش باشد     غرض من از این حرف ها این است قوم ترک وزبان ان در ایران هیچ وقت بیگانه
کلمه اوزمایا در فارسی باستان =اوزمایا به معنی پوست صورت را کندن است -درزمان هخامنشیان اگر قاضی عدالت را رعایت نمی کرد پوست صورت قا ضی را می کندند وبر میز می چسباندند تا برای دیگر قاضی ها عبرت باشدکه کهاین کار اداری را از مادها به ارث برده بودند   چرا که اوزمایا یک کلمه کاملا" ترکی است  یعنی اوز به معنای صورت      اویی=به معنای کندن  که می شود بو ده و نیست.....لغات ترکی باستان                                                      اناهیتا=به معنای مادر ابهای روان       انایعنی مادر -هیت به معنی اب -که فاس ها به اب هیت می گفتند   این کلمه اناهیتا از اقوام اذربایجانی گرفته شده استزمانی که تحت تسلت مادها بودند که انا در ترکی به معنای مادر است وفارسها به ان فقط هیت را اظافه کرده اندوخود مادها کلمه انا را از اقوام بین النهرین گرفته اند که خود انها هم اقوام ترک بوده اندکه انها هم    نه نه=مادر=مادر خاکها می نامیدند-وجالب اینجاست که کلمه نه نه از انا گرفته شده است
|+| نوشته شده توسط تورک اوغلو در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385  |
 پهلوی در ترکی
بعضی ها کلمه ترکی را در زبان ترکی اذربایجان پهلوی میدانند ولی من می گویم که انها اشتباه عمدی میکنند          مثلا کلمه پیس =در ترکی را پهلوی می دانند   ولی این زبان ترکی است که پر از لغات اذربایجانی است  پیس =در ترکی به معنای بد -زشت که امروزه فارسی زبانها به ان پست می گویند   کاشغری در کتاب لغات الترک کلمه پیس را اینطوری میگوید پیس =درزمانهای دور وقتی ترکان اب مشک را می خوردند  ومشک خالی از اب می شد  درجداره این مشک قطرات اب باقی می ماند که بعدازچند روز وقتی این اب سرازیر می شد به ته مشک اب که ته این مشک که یک فرو رفتگی به اندازه نوک انگشت داشت که در انجا جمع می شد که بعد از چند روز این اب به صورت سیاه رنگ که کثیف هم بود در می امد  که ترکان به این ماده چرکین  پیس می گفتند وهمین کلمه پهلوی پیس از ترکی گرفته شده است  که امروزه پست می گویند                                                                                              گنبد =این کلمه ترکی اذربایجانی است ترکها وقتی خاک را یاهر چیزی راجمع می کنندبه ان میگویند =کوم     واگر خاک جمع شود به صورت نیم تپه در می اید که کملا" شبیه به گنبد است که زنجانی ها به گنبد کومز می گویند که به مرور زمان تبدیل شده به گنبذ که اور میه ای ها و تبریزیها می گویندوفارسی زبانها این کلمه را از ترکها گرفته اند وامروزه به صورت گنبد می گویند                                                 ترکان جای بلند را     تز =می گویند  وکاشغری در لغات الترکان می گوید که این کلمه را فارسی زبانها برداشته اند که به ان  دز می گویند دز یا دژ =قلعه
|+| نوشته شده توسط تورک اوغلو در شنبه بیستم آبان 1385  |
 جنگ قاراقمیش
جنگ مادها با اشوریان      در جنگی که بین اشوری ها ومادها رخ داد که به شکست اشورانجامید که این جنگ در منابع که درسال۶۱۲ق م رخ داده  ولی انهدام این جنگ در ۶۰۶اتفاق افتاده که اشور را کاملا محو شده است یعنی تا انهدام اشور ۶سال طول کشیده غرض من ازاین جنگمعرفی اسم این جنگ است که در منابع قارقمیش معرفی شده است تاریخ را از دو لحاظ بررسی می کنند یکی از لحاظ مکانی ودیگری از لحاظ زمانی از لحاظ مکانی این جنگ در بین النهرین رخ داده است  واین مکان دارای دو رود ی که دجله وفرات قرار دارد  واین مکان همیشه دارای باتلاق های فراوانی است  وهر باتلاقی علی القاعده دارای نی زارهای فراوانی است  که برای استتار مکان بسیار خوبی است  وتقی هر قومی شکست می خورد سربازان انها با توجه به مکانش به جای امن  میروند (یا کوهها یا با تلا قها  .....) ولی بین النهرین کوه ندارد  ولی باتلاق نی زار هم اکنون هم است    قاراقمیش =درترکی به معنای  نی زار فراوان میشود  قارا=به معنی سیاه وفراوان است قمیش =به معنی نی زار است   میخواهم بگویم این جنگ را خود ترکان به زبان ترکی نامگذاری کرده اند وان هم به لهجه اذربایجانی واین جنگ با توجه به زمان ومکانش واسمی که دارد کاملا منطبق است همین امروزه هم ازاین شیوه جنگی ایران وعراق بر علیه یکدیگراستفاده میکردند
|+| نوشته شده توسط تورک اوغلو در سه شنبه شانزدهم آبان 1385  |
 بابک قالاسی
بابکیمیزین قالاسی
|+| نوشته شده توسط تورک اوغلو در یکشنبه چهاردهم آبان 1385  |
 با ستانشناسي دراذربايجان
با توجه به اسنادي كه از اذربايجان بدست امده كه شامل اشيا و ابزارهاووسايل ها كه همه اينها نشان ازوجود فرهنگ ديرينه را نشان مي دهندكه چنين اقوامي از زمان گذشته در اين منطقه زندگي مي كردندووجود چنين ادواتي واشيا در ميان اقوام اسياي مركزي وبين النهرين  كه زندگي اقوام ترك كه درزمان باستان بوده(سومريها-عيلامي ها)نشان از ارتباط ديرينه اين اقوام با تركان اسياي مركزي كه ريشه فرهنگي اين اقوام از اسياي مركزي است را نشان مي دهد ومهاجرت اقوام ترك قبل از اريايها به اين مناطق را نشان مي دهد در كتيبه اشوري كه در سال ۸۱۱از اقوام بو مي اذربايجان به نام لولوبي ها وگوتي ها ومانناها نام مي برند كه بعدها اتحا ديه ماننا كه نتيجه ان حكومت ماد بود كه بعد از سقوط حكومت مادها به دست هخامنشيان كه با كودتا صورت گرفت

|+| نوشته شده توسط تورک اوغلو در یکشنبه چهاردهم آبان 1385  |
 اذربایجان
کونلومو چن بورویوب دغما دیاردان ارالی     اخی من خان ارازین قان دولو پیمانسیم

اذربایجان اهلی بیلر من نئجه دیوانه نسیم        بابکین داش قالاسی هم نبی کاشانسیم

کیم دیردی بئله بیر (گون چیخانا)گون گلجک        اولاجاق محو دومانلیق هاوایا گون گلجک

محدوده اذربایجان در تاریخ طبری

طبری اذربایجان را این گونه میگوید(اول دراذربایجان را همدان گیرند با اوهر(ابهر)زنگان(زنجان)و اخرش را

دربند خزران گویند)       تاریخ طبری به انشای ابو علی محمد بلعمی انتشارات بنیاد فرهنگ صفحه۵۱

 

 

                                         

|+| نوشته شده توسط تورک اوغلو در سه شنبه نهم آبان 1385  |
 
 
بالا